تبليغاتX
ماهنامه جوان - دکتر عبدالعظیم کریمی از نوجوانی می گوید و فصل جدیدی از دوستی ها
 
 
ديده بان جوان
طرح هاي طراحان لباس ايراني، در کشوي ميز توليد کنندگان خاک مي خورد
   سرپرست يگ گروه طراحي چاپ پارچه دوخت و لباس معتقد است که با روند موجود در بازار لباس، اين طراحان جوان ايراني هستند که ضرر مي بينند...
بيش از 15 ميليون جوان در انتظار ازدواج به سر مي‌برند
   مشاور رئيس سازمان صدا و سيما در امور جوانان معتقد است اگر نخواهيم بگوييم كه در زمينه ازدواج در بحران هستيم، اما وضعيت موجود هشدار جدي محسوب مي‌شود...
مراكز همسريابي يا دكاني جديد براي كاسبي
   همسريابي مدل پيشرفته مشاوره در زمينه ازدواج است‌ اما در حال حاضر رشد اين مراكز رو به افزايش است... گزارش فارس را در این رابطه حتما بخوانید!
18 تا 25 ساله ها بخوانند!
   ‌رئيس سازمان ملي جوانان می گوید: بهترين سن ازدواج براي دختران 18 تا 25 سال و براي پسران 21 تا 27 سال است...
شمال شهرنشينان تهران ركوردار طلاق كشور شدند
   در حالي كه تنها 20 درصد جمعيت كشور در استان تهران ساكن هستند، بيش از 28 درصد طلاق كشور در اين استان اتفاق مي‌افتد...
4 هزار زوج در آستانه جدايي به كانون خانواده بازگشتند
   4 هزار زوج در آستانه جدايي با حضور در دوره‌هاي آموزشي و استفاده از مشاوره به كانون خانواده بازگشتند...

آرشيو ديده بان

دکتر عبدالعظیم کریمی از نوجوانی می گوید و فصل جدیدی از دوستی ها

 

*ویژگی های عمده ی دوران نوجوانی چیست؟

** معمولاً چهار ویژگی یا انقلاب بزرگ را برای نوجوانی می توان برشمرد که عبارتند از انقلاب در ساختار بیولوژیک(فیزیک بدن) کشیدگی، گستردگی، رشد بدن، بیداری هورمون ها، تغییرات چهره که تحولات جسمی هستند و به راحتی هم دیده می شوند.

دوم؛ انقلاب شناختی در این تحول و انقلاب، سازکارهای استدلالی، عقلی و ذهنی متحول می شود. دوران تفکر انتزاعی و خروج از تفکر انضمامی ، همچنین فکری و رسیدن به اجتهاد فکری و شناختی است. ممکن است اشخاصی در حد یک فیلسوف رشد کنند و البته افرادی هم متوقف شوند، ولی تمام سازکارهای شناختی انسان در دوره ی نوجوانی مخصوصاً پایان نوجوانی پایان می یابد. بقیه، تجربه است که کسب می شود ولی به لحاظ ساختی اضافه نمی شود.

انقلاب سوم، انقلاب عاطفی است. در این انقلاب، نوجوان تمام خود آورده های ارزشی را که به شکل یک سویه و تقلیدی از دیگران داشته واین اطلاعات یک سویه را به چالش می گذارد. ارزش ها را از نو بازیابی می کند و به تصحیح و تفکیک آنها می پردازد. ارزش های تقلیدی به تحلیلی تبدیل می شود. ارزش هر چیزی را شخصاً خودش کشف می کند. اطلاق و عواطفش متحول می شود. نوجوان دچار خود مختاری اخلاقی می شود. اخلاق را براساس اراده ی خودش بنا می سازد. اخلاق ابرازی تبدیل به اخلاق معنوی و اخلاق دگر پیروی تبدیل به اخلاق پیروی می شود.

و چهارمین انقلاب، انقلاب ارزشی و اخلاقی است. که ژرفای زندگی انسان را در این دوره دگرگون می کند. یک نوجوان، وجودی متمایز از پدر و مادر پیدا می کند.

در اینجاست که فاصله ی بین نسل ها رخ می دهد. حجران هویت، تجربیات مثبت و منفی، به میدان آوردن خودش، تجربه کردن خودش که با پس زنی دیگران رخ می دهد و موجب تناقص ها و تعارض های رفتاری و در نتیجه منجر به تنش ها، درگیری ها و افسردگی ها می شود. در این مرحله اگر ارتباطات انعطاف گونه، با درک متقابل رخ ندهد رفتارهای عصیان گری، خروج از خانه، فرار از والدین، خشونت، درگیری و احساس بیگانگی از نسل قبلی را به دنبال دارد. نوجوانانی که از خانواده خود فاصله می گیرند و سرخورده می شوند به گروه های نا به هنجار مثل باندهای بزهکاری و فساد روی می آورند و نیازهای نوجوانی در قالب ماجراجویی و لذت جویی در اشکال غیر اخلاقی شکل می گیرد. از طرف دیگر اگرنوجوان به یکپارچگی نفسش و درک متقابل برسد و احساس استقلال از نظر شخصی داشته باشد، دوران نوجوانی به دوره ای خلاق و سازنده همراه با شعور و عرفان تبدیل می شود. همان طور که در احادیث هم داریم بهترین فضای تربیت دینی در دوران نوجوانی است و این جنبه ی مثبت نوجوانی است.

*عمده ترین نیازهای دوران نوجوانی چیست؟

همه ی ما انسان ها از نوزاد تا کهنسال نیازهایی داریم و این نیازها گاهی طبیعی و گاهی تصنعیف ابراز شده و یا سرکوب شده است. یک نوجوان همه ی این نیازها را می تواند داشته باشد ولی اینکه چه نیازهایی باید داشته باشد، می تواند داشته باشد و دارد، متفاوت است. نیازهایی که به مصلحت رشد است و نیازهایی که بر خلاف رشد است جنبه ی تصنعی دارند و به قول معروف نیازهای کاذب است.

ولی به لحاظ طبیعی و تحولی، بزرگترین نیاز نوجوان نیاز به استقلال است؛ نیاز به یک نوع تصمیم گیری مستقل در زندگی، نیازهای عاطفی، نیاز به کشف، خودفهمی و دگرگونی. نوجوان در خود میان بینی قرار می گیرد که می خواهد جهان را به تبع خودش دگرگون کند و اتفاقاً گاهی اوقات هم جواب می دهد، چون اکثر تحولات جهانی در دل کسانی بوده که در نوجوانی به فکر تحول افتادند. و اگر ما بخواهیم کودکی، نوجوانی، بزرگسالی، میانسالی و کهنسالی را در یک کفه ی ترازو قرار دهیم، دوره ی نوجوانی هر چند از نظر کمیت6-5 سال است ولی به لحاظ نقش تعیین کننده ی این دوره در چرخه ی بعدی عمر، مهمترین و سنگین ترین دوره از نظر تأثیر است؛ لذا باید به این نیازها به صورت تعاملی و منطقی پاسخ داده شود و باید هم والدین و هم جامعه این نیازها زا درک کنند.

*نقش والدین در حمایت از نوجوان چیست؟

حمایت به صورت های مختلفی انجام می گیرد؛ به صورت مستقیم، غیر مستقیم، مرئی، پنهان، محافظت گونه، مراقبت گونه، دخالت دهنده و دخالت کننده. گاهی اوقات درکار نوجوان دخالت می کنیم و گاهی هم باید زمینه ای را فراهم کنیم که او خود در کار دخالت کند و آن حمایت است به طور مثال بعضی وقت ها کاری می کنیم که نوجوان پول توجیبی به دست آورد و گاهی اوقات هم پول توجیبی به او می دهیم که هر دو حمایت است. اگر از نوجوان، انفعالی حمایت کنیم ما می شویم خودسری او، نه مربی او. خادم بودم متفاوت است با حامی بودن.

*راههای بهبود روابط بین والدین و نوجوان به چه نحوی باید صورت گیرد؟

**بیش از 90 درصد تربیت، پرهیز است نه تجویز. ما باید یکسری از کارها را انجام ندهیم مانند بحث و جدل، لجبازی، خشونت، تحقیر، تحکم، مقابله و کارهایی چون احترام، اعتقاد و محبت به صورت واقعی نه تصنعی را انجام دهیم. اگر ما بتوانیم به طور واقعی و صمیمی با نوجوان مان رابطه ایجاد کنیم، آنگاه او احساس امنیت می کند و اعتماد ایجاد می شود؛ در نتیجه حرف هایش را به ما می زند و از ما الگو گیری می کند.

*آسیب های دورانی نوجوانی چیست؟

**نوجوان به تحقیر و انتقاد حساس است. او تحکم را قبول نمی کند.

اگر والدین این حساسیت ها را در نظر نگیرند و همچنان یک سویه و با ایده های شخصی خود با او رفتار کنند، نوجوان لجباز می شود، منفور می شود، به ظاهر اطاعت می کند ولی در باطن به گروه همسالان بیشتر توجه می کند. البته اگر گروه همسالان مثبت باشند در تربیت صحیح و شکل گیری شخصیت او تأثیر زیادی دارند و اگر این گروه سازنده، ناباب باشند تربیت و شخصیت او به خطر می افتد و آن وقت است که دچار خلع الگو می شود و از حفره های تاریکی که برایش پیش آمده به چاه هایی می افتد که نجاتش بسیار دشوار است. دام های خطر در جامعه ی ما فراوانند. این دام ها گاهی اوقات، حقیقی و گاهی اوقات هم مجازی است. در جهان امروز که جهان الکتریکی و دیجیتالی می باشد، این دام ها بیشتر شده است. همسالان مجازی و دیجیتالی جای همسالان کوچه و بازاری را گرفته اند و نوجوان ما پشت دستگاه های رایانه بیشتر با همسالان مجازی مثبت و منفی در ارتباط است که بر شکل گیری شخصیت اش تأثیر می گذارند.