طرح هاي طراحان لباس ايراني، در کشوي ميز توليد کنندگان خاک مي خوردسرپرست يگ گروه طراحي چاپ پارچه دوخت و لباس معتقد است که با روند موجود در بازار لباس، اين طراحان جوان ايراني هستند که ضرر مي بينند...
بيش از 15 ميليون جوان در انتظار ازدواج به سر ميبرندمشاور رئيس سازمان صدا و سيما در امور جوانان معتقد است اگر نخواهيم بگوييم كه در زمينه ازدواج در بحران هستيم، اما وضعيت موجود هشدار جدي محسوب ميشود...
مراكز همسريابي يا دكاني جديد براي كاسبيهمسريابي مدل پيشرفته مشاوره در زمينه ازدواج است اما در حال حاضر رشد اين مراكز رو به افزايش است... گزارش فارس را در این رابطه حتما بخوانید!
18 تا 25 ساله ها بخوانند!رئيس سازمان ملي جوانان می گوید: بهترين سن ازدواج براي دختران 18 تا 25 سال و براي پسران 21 تا 27 سال است...
شمال شهرنشينان تهران ركوردار طلاق كشور شدنددر حالي كه تنها 20 درصد جمعيت كشور در استان تهران ساكن هستند، بيش از 28 درصد طلاق كشور در اين استان اتفاق ميافتد...
4 هزار زوج در آستانه جدايي به كانون خانواده بازگشتند4 هزار زوج در آستانه جدايي با حضور در دورههاي آموزشي و استفاده از مشاوره به كانون خانواده بازگشتند...
مشاور: دکتر حمید نجات. عضو علمی دانشگاه آزاد واحد قوچان دکترای روانشناسی عمومی. به اهتمام : حمیده صفائی دختر 24 ساله ای هستم که مدت 6 ماه است ازدوج کرده ام. من و شوهرم خیلی زود از یکدیگر رنجیده خاطر می شویم و بعد از گذشت زمانی کوتاه با بیان آن به یکدیگر ، به این رفتارمان می خندیم، اما از این می ترسم که در آینده در زندگی مشترک دچار مشکل شویم و این سوء تفاهم های کوچک به مرور زمان بزرگ شود. برای رفع این نگرانی چه باید بکنم؟ - در اینجا سه نکته وجود دارد، ابتدا می توان گفت ناپختگی روانی یا همان عدم بلوغ روانی که در شما وجود دارد باعث می شود نسبت به صحبت های یکدیگر درشت نمایی داشته باشید. مساله ی دیگر عدم مدیریت هیجانات است که شما نمی توانید خشم خود را کنترل کنید و خیلی سریع ذهن خوانی می کنید. سومین نکته که می توان عنوان کرد نوع تفکر شماست. شما براساس باورهای نادرست فردی خود طوری رفتار می کنید که ناخواسته می خواهید حرف خود را بزنید که می توان آن را به گربه را دم حجله کشتن تعبیر کرد؛ سپس برای دلجویی به پای سوء تفاهم می گذارید. بهتر است شما به صورت حضوری با یک مشاور صحبت کنید تا در آینده زندگی موفقی داشته باشید. v 17 ساله بودم که ازدواج کردم . شوهرم ابتدا به من سیگار داد تا بکشم. بعد از گذشت یک سال مرا به تریاک معتاد کرد. کارش خرید و فروش مواد بود. سال گذشته او را با مواد گرفتند که با 20 سال حبس محکوم شد. مادر شوهرم هم مواد خرید و فروش می کند(کریستال) من هم حالا به کریستال اعتیاد دارم. دو فرزند دارم. خیلی دلم می خواهد ترک کنم اما تا کنون نتوانستم ، چه باید بکنم؟ - شما می توانید ترک کنید به شرط اینکه محیط خود را تغیر دهید. ابتدا باید اراده کنید و اعتیادتان را ترک کنید. پس از ترک باید محیط خود را پاک کنید، اگر می توانید اطرافیانتان را تغییر دهید و اگر می دانید که این کار ممکن نیست محیط تان را تغییر دهید. سومین کاری که باید انجام دهید و خیلی مهم است قوی کردن توانمندی هایتان است. هنر و حرفه ای بیاموزید تا بتوانید به وسیله ی آن کار کنید تا از روی گرسنگی و نیازهای مادی و جسمی دوباره به سمت مواد نروید. v خانواده شوهرم به طور غیر مستقیم در زندگی مان دخالت می کنند. به طوری که بعضی وقت ها همسرم تحت تأثیر حرف های آنها قرار می گیرد. همسرم را دوست دارم و نمی خواهم چیزی به او بگویم که چرا خانواده ات دخالت می کنند؛ می ترسم بین ما اختلافی به وجود بیاید، اما نمی دانم چه بکنم تا بدون به وجود آمدن تنش و ناراحتی، مانع دخالت های آنها بشوم؟ - در ابتدا باید گفت این استدلال شما احساسی و غیر منطقی است، چون از تفکر شما منشاء می گیرد. انسان باید خوش بین باشد. اگر هم احساس شما درست باشد و مطمئن هستید دو صورت وجود دارد، یا اینکه آنها به حق می گویند و شما باید خودتان را اصلاح کنید و یا اینکه غیر منطقی است آن وقت شما باید با رفتارتان آنها را اصلاح کنید و در خصوص این موضوع به همسرتان چیزی نگویید.


